حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

553

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

اى پسر هرمه ! من نيستم از آنكسانى كه دين خود را بفروختند ، از ترس مذمّت كردن تو ، و اميد مدح « 1 » كردن تو . و اكر من ترا مست بيابم ، من بر تو دو حد « 2 » بزنم ، يكى حدّ شرب « 3 » ، و يكى حدّ مستى ، و بدانك [ چون ] ترا بنزديك من حرمتست ، حدّى ديكر بزنم « 4 » . پس هرمهء برخاست ، و اين شعر انشا كرد : نهانى ابن الرّسول عن المدام * و ادّبنى بآداب الكرام و قال لي : اصطبر عنها و دعها * لخوف اللّه لا خوف الانام و كيف تبعّدنى « 5 » عنها و حبّي * لها حبّ تمكّن فى العظام « 6 » ارى طيب الحلال علىّ خبثا * و طيب النّفس في خبث « 7 » الحرام و نام الدّاعى : محمّد بن زيد بن محمّد بن اسمعيل بن الحسن بن زيد بن على بن

--> ( 1 ) . در اصل : قدح آمده است ، ليكن بايد مدح باشد كه به قدح تصحيف شده است ، زيرا سياق عبارت اقتضاى اميد مدح را دارد نه قدح . ( 2 ) . حدّ : عقوبتهايى را گويند كه در شرع اسلام براى آنها اندازه معيّن قرار داده شده است ، در مقابل « تعزير » كه اندازه آن به صلاحديد قاضى مىباشد . ( 3 ) . شرب : نوشيدن مى را گويند . ( 4 ) . تفصيل اين گفتار در « نسمة السحر بذكر من تشيّع و شعر : ص 45 » به روايت از كتاب « الجليس الممتع » آمده است ، كه : ( و قيل إنّ أبا محمد الحسن بن زيد بن الحسن عليه السلام ، لما تولّى المدينة لأبى جعفر دخل عليه ابن هرمة . . . ) و در اين نقل آمده است كه او را به دو حدّ و عيد داد : ( لأضربنّك حدّ الخمر ، و لأزيدنّ لموضع حرمتك بى ) ، ليكن از گفتار تاريخ قم اين گونه فهميده مىشود كه او را به سه حدّ وعيد دارد . ( 5 ) . در نسمة السحر : 45 : تصبّرى . ( 6 ) . در نسمة السحر : 45 عظامي . ( 7 ) . در نسمة السحر : 45 : خبث .